دغدغه دانش آموزان نسبت به آزمون ورودی تیزهوشان

همچنان که به روزهای برگزاری آزمون تیزهوشان نزدیک می شویم، این دغدغه و حس رقابت در میان دانش اموزان و خانواده های آنها به حداکثر رسیده است. در ادامه همراه خواهیم بود با صحبتهای خانم فریبا زحلی آموزگار پایه ششم ابتدایی و نکاتی در این خصوص. با مجله نوجوان همراه باشید.  
http://www.kanoon.ir/FileRepository/ImageUpload/79797977/sari.jpg


فریبا زحلی
دبیر انجمن آموزشی دوره دوم ابتدایی استان لرستان
آموزگار پایه ششم ابتدایی

 

در طی سال هایی که در مقطع ابتدایی مشغول انجام وظیفه بوده ام تدریس در پایه پنجم و مدت ۴ سال است تدریس در پایه ششم را به عهده دارم.
از زمانی که مسئله آزمون تیزهوشان مطرح شد دانش آموزان این دو پایه را درگیر  خود نموده متوجه شدم که بیشتر خانواده ها دوست دارند فرزندان خود را به هر نحوی که شده در این مدارس ثبت نام کنند.
حالا چند خطی را نسبت به این موضوع بیان می کنم.
بر اساس مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش گسترش مدارس تیزهوشان محدود و به تدریج متوقف می شود و به جز تعدادی از دانش آموزان که جزو استعداد های فوق برتر هستند، سایر دانش آموزان تیز هوش به مدارس عادی بر می گردند.
حالا با توجه به این مصوبه متوجه شده ایم که می خواهند فعالیت تیزهوشان (مدارس سمپاد) را محدود کنند، یعنی با یک شیب ملایمی آن را کاهش دهند و این تصمیم بنابر دلایل متعدد تربیتی و آموزشی اتخاذ شده است.
در دهه های اخیر در ایران مدارس تیزهوشان رو به افزایش بوده است. توسعه مدارس تیزهوشان در کشور همواره منتقدانی داشته است، که این منتقدان می گویند جدا سازی دانش آموزان مستعد، مدارس دولتی را از دانش آموزان خالی می کند و پیامد های منفی آموزشی و تربیتی بر نظام آموزشی کشور می گذارد. از نگاه این منتقدان جدا سازی دانش آموزان با استعداد و آموزش آن ها در مدارسی خاص با عدالت آموزشی سازگار نیست و آموزش با کیفیت را به نوعی طبقاتی می کند.
سابقه تدریس مدارس تیز هوشان در ایران به میانه دهه ۵۰ می رسد.
سال ۵۵ دو مدرسه ویژه تیز هوشان در ایران آغاز به کار کرد، مدارسی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی زیر نظر دفتر دانش آموزان استثنایی ادامه فعالیت داد تا اینکه در سال ۶۶ سازمان ملی پرورش استعداد های درخشان (سمپاد) با ۲ مرکز و ۸۰۲ دانش آموز آغاز به کار کرد. مدرسه تیز هوشان پسرانه تهران به نام علّامه حلّی و مدرسه دخترانه تهران فرزانگان نام گذاری شد.
تعداد مدارس تیز هوشان ایران از سال ۹۰ به بعد و در دومین دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد رشد فزاینده ای یافت، به گونه ای که تعداد این مدارس در مهر ماه ۸۹ به ۳۵۸ و در سال ۹۰ به ۴۳۹ و در سال ۹۱ به ۵۳۸ و د سال ۹۲ به ۶۶۰ مدرسه افزایش یافت.
یکی از دلایل مصوبه اخیر شورای عالی آموزشی و پرورشی برای محدود کردن مدارس تیز هوشان در ایران همین گسترش بی ضابطه این مدارس در دولت دهم بوده است. که بر اساس این مصوبه با یک شیب ملایم آن بخش از مدارس سمپاد که رشد بی رویه و غیر منطقی داشته اند، کاهش می یابند و دانش آموزانی که بدون رعایت ضوابط مصوب وارد مدارس تیز هوشان شده اند با برنامه ریزی ظرف چند سال باید به مدارس عادی باز گردند.
مدارس تیز هوشان از اهداف شان فاصله گرفته اند.
در بسیاری از خانواده ها ثبت نام فرزندان در مدرسه تیز هوشان را یک امتیاز می دانند و همین امر برای این کهبچه ها در مدارس تیز هوشان درس بخوانند، عاملی برای افزایش نجومی تعداد مدارس تیز هوشان در ایران بوده است.
این در حالی است که متوجه شده ایم که مدارس تیز هوشان با هدف درآمد زایی گسترش یافته است و تعداد بیشتری از دانش آموزان را تحت پوشش قرار داده اند. دانش آموزانی که بسیاری از آن ها به اصطلاح تیز هوش و استعداد درخشان نبوده اند اما با اصرار والدین شان و نیز پرداخت شهریه بالای این مدارس سر کلاس های استعداد های درخشان نشستند.
همین موضوع یعنی پذیرش دانش آموزان متوسط در کنار دانش آموزان تیز هوش در عمل مشکلاتی را ایجاد می کند از سویی دانش آموزان تیز هوش در کنار بچه هایی که توان لازم را ندارند قرار می گیرند و معلم ناگزیر است سطح آموزش را در کلاس در حد دانش آموزان متوسط پایین بیاورد و به این ترتیب بچه های تیز هوش در یاد گیری و آموزش دچار افت تحصیلی می شوند و از سوی دیگر بچه های متوسطی که با فشار خانواده وارد این مدارس شده اند توان رقابت با بچه های تیز هوش را ندارند و پس از مدتی دچار مشکلات شده و ممکن است دچار ناراحتی روحی و روانی شوند و کارشان به روان شناسی بکشد.
پروسه انتخاب دانش آموزان برای ورود به مدارس تیز هوشان هم ایرادات جدی دارد که ابزار شناسایی دقیقی برای شناسایی تیز هوشان وجود ندارد. مثلا ممکن است خانواده ای که فرزندش به این مدرسه راه پیدا کند برای او ساعت های طولانی معلم گرفته و چند میلیون تومان هزینه کند. در واقع این بچه با فشار والدین خود وارد مدرسه تیز هوشان می شود اما نمی تواند با دیگر بچه ها رقابتی داشته باشد. این موضوع نشان می دهد در فرایند ورود دانش آموز به مدارس تیز هوشان مشکلاتی وجود دارد و این آزمون ها شاخص مناسبی برای انتخاب آن ها نیست.
از سویی دیگر فرهنگ فخر فروشی و چشم و هم چشمی د خانواده ها برای فرستادن فرزندان خود باعث شده است در بسیاری از موارد این فشار ها سلامت فرزندان را به خطر اندازد.
فرهنگ غلطی که در جامعه ما وجود دارد. این است که همه اصرار دارند که بچه های شان را به مدارس تیز هوشان بفرستند. این والدین فکر می کنند با این کار آینده فرزندان خود را تامین کرده اند در صورتی که باید به آن ها بگوئیم قبل از این که به فکر آینده بچه ها باشید، به فکر سلامت آن ها باشید. که این فشارها باعث یک نتیجه معکوس شده و بچه ها ار از درس و مدرسه دل زده و فراری می کنند. وقتی بچه ها در دوران دبیرستان که بزرگتر شده اند پوسته مقاومت را می شکنند و در مقابل والدین قرار می گیرند و به همین دلیل هم در اواخر دوره متوسطه اول و متوسطه دوم افت تحصیلی دانش آموزان و عمدتاً آن هایی که تحت فشار بوده اند، آغاز می شود.
و این بود چند کلامی در رابطه با دغدغه دانش آموزان نسبت به آزمون تیز هوشان
با تشکر فریبا زحلی دبیر انجمن علمی آموزشی دوره دوم ابتدایی لرستان

منبع : وبلاگ دانش آموز ششم