چرا باید برای کودکان و نوجوانان قصه بگوییم؟ قسمت اول

در این مقاله  دو قسمتی به صورت مفصل درباره تاثیر قصه و قصه گویی بر کودکان و نوجوانان مطالبی را خدمت شما ارائه خواهیم داد. مطالب برگرفته از کتاب ” تاثیر قصه بر کودکان” نوشته لعیا نجم عراقی است.  در این مقاله دو قسمتی تاثیرات  روانی و تربیتی قصه را بر کودکان و نوجوانان ارائه خواهیم داد. با مجله نوجوان همراه باشید.

قسمت اول : تاثیرات روانی قصه

کودکان و نوجوانان ضمن شنیدن داستانها و افسانه ها با حقایق و تجارب زندگی اعم از شادی و غم، کامیابی، امیدواری و نومیدی، محرومیت، ستم و ستمکار، عدالت و عادل، علم و عالم و … آشنا می شوند.

نقل حکایات، ذکر وقایع و حوادث و داستانسرایی از جمله هنرهای زیباست که از قدیمی ترین هنرها در جهان به شمار می رود و بیش از سایر انواع هنر در پرورش کودک و انتقال تمدن و فرهنگ آباء و اجداد به فرزندان موثر بوده است. گذشتگان نیز تاریخ و آداب و رسوم خود را به وسیله داستان به کودکان تلقین می کردند و کارها و دلاوریهای پهلوانان را برایشان بازگو نموده، تخم مهر و محبت نسبت به قبیله و طایفه، و شجاعت و شهامت را در دل کودکان می افشاندند و آنان را بطور غیر مستقیم به بزرگواری و فداکاری در راه میهن تشویق می کردند. داستان وسیله ای بود که کودکان و بزگسالان را به دور داستان‌گو جمع می‌کرد و بدین ترتیب، روابط میان ایشان تقویت می‌شد و بر اطلاعاتشان افزوده می‌گردید. علاوه بر شادی و لذتی که از شنیدن داستانهای گوناگون احساس می‌شد، داستان رشد و تکامل ذهنی شنوندگان را نیز سبب می‌گردید.

قصه گویی

به عقیده «بتلهایم»قصه‌ها و قصه‌گویی‌ها در کانون گرم خانواده و در شب زنده‌داری‌ها و اعیاد سنتی که افراد به دور یکدیگر و پیرامون پدر و مادر جمع می‌شدند، نقش عمده‌ای را در رشد روانی کاودکان به عهده داشته است که متاسفانه این رسم در بسیاری از خانواده‌های امروزی از میان رفته و در بسیاری هم تلویزیون جایگزین آن گردیده است. به نظر بتلهایم  تلویزیون یعنی مرگ تخیل. تلویزیون ادعا دارد که کودک را در خیالپروری و خیالپردازی یاری می دهد، اما در حقیقت نیروی خیالپردازی و خلاقیت فکری او را سلب می‌کند، چرا که شخصیتها و چهره‌های داستانها و افسانه‌هایی که به صورت تلویزیونی ارائه می‌شوند آن قدر در نظر کودک واقعیت ملموس پیدا می‌کنند که نه تنها کودک به خیالپردازی درباره آنها تشویق نمی‌شود، بلکه از همانندسازی خویش با آنها نیز که پیامد اندیشه و تفکر و تداعی‌ها و باز اندیشی‌های بسیار است، باز می‌ماند. از سوی دیگر هنگام تهیه فیلمهای تلویزیونی، قصه‌ها را دستکاری می‌کنند و از روی بی‌اطلاعی و یا به تصور زیباسازی و آرایش آنها معنی و مفهوم واقعی آنها را از میان می‌برند و از همه بدتر می‌کوشند تا برای مسائل پیچیده زندگی و هستی، پاسخهای ساده ارائه دهند، در حالی که در زندگی واقعی آدمی، راه‌حلهای ساده وجود ندارد و در نتیجه می‌بینیم که هم پدران و مادران و هم کودکان، نومید و سرخورده می‌شوند و با این همه هیچ کدام تقصیر ندارند، بلکه عصری که ما در آن زندگی می‌کنیم به ویژه مسائل و مشکلات بلوغ و نوجوانی را شدت و حدت بسیار بخشیده است.

قصه گویی

داستان وسیله‌ای برای ارضای نیازهای روانی کودکان و حتی بزرگسالان بوده است.  داستان به کودک فرصت می‌دهد که امیال و محتویات «ناخودآگاه»  خود را تعبیر کند و محیط زندگی خود را بشناسد که این امر از مهمترین هدفهای آموزش و پرورش جدید است.

داستان سبب می‌شود که کودک ، بدون اینکه دچار ترس و ناراحتی شود، از حیوانات و اشیای آزار رسان اجتناب ورزد و بعلاوه بهترین وسیله برای دلخوشی و تغذیه خیال کودکان است. از آنجایی که داستان عبارتهای خشک و جامد و غیر طبیعی کتابهای درسی را ندارد، بنابراین بهتر و آسانتر از آنها اطلاعاتی را در اختیار کودکان قرار دهد و آنها را به یادگیری واقعی مطالب بر می‌انگیزد.

«انسان ها برای فرار از ناکامی ها و نابرابری ها ی اجتماعی و اقتصادی و محرومیت های گوناگون،آرزوها ی شان را با آرامش خیال در قالب افسانه ها، قصه ها ، متل ها ، ترانه ها  و لالایی ها گفته اند.قصه گویی هم چنین به عنوان روشی برای آموزش ارزش های اجتماعی و اخلاقی  استفاده شده. تأکید افلاطون و ارسطو بر قصه گویی  برای کودکان نیز از همین جنبه است. افلاطون می‌گوید:

« باید پرستاران و مادران را وادار کنیم  حکایاتی را که پذیرفته ایم برای کودکان نقل کنند و متوجه باشند پرورشی که روح اطفال از راه گفتن حکایات به دست می آورد ، به مراتب بیش تر از تربیتی است که جسم آن ها با ورزش پیدا می کند.»

در قصه تمایلات  درونی افراد   تجسم خارجی می یابد و چهره ها و حوادث آن قابل فهم می شود. در طب سنتی هندو برای  بیماران روانی قصه ای می گفتند که مشکل خاص او را مجسم می کرد و از او می خواستند  دربارۀ آن  فکر کند . در این روش انتظار داشتند وقتی  بیمار به داستان فکر  می کند ، هم ماهیت دشواری ها و گرفتاری های آزاردهندۀ زندگی خود ر ا بشناسد و هم راه  حلی برای درمان آن پیدا کند . از میان آن چه داستان دربارۀ ناامیدی ها ، امید ها  و پیروزی  انسان بر دشواری ها و گرفتاری ها می گفت ، بیمار می توانست نه فقط چاره ای برای مشکل خود بیابد ، بلکه هم چون قهرمان داستان راهی نیز برای بازیابی خویش کشف می کرد .» (فرمهر منجزی)

در مقاله بعد راجع به تاثیرات تربیتی قصه با شما خواهیم گفت. با مجله نوجوان همراه باشید.

ارسال شده در تاریخ ۷ خرداد ۱۳۹۷ توسط زهره صمیمی با موضوع دسته‌بندی نشده
نوجوانی دورانی است که در آن هرگونه اشتباه یا قدم نادرست می‌تواند عواقب جبران‌ناپذیری برای فرد و خانواده او داشته باشد، چه بسا تمامی زندگی فرد با یک قدم نادرست در این دوران زایل شود.در این مجله اینترنتی که هنوز بسیار کوچک و نوپا است، سعی بر این است تا بهترین مقالات و گزیده کتابهای روانشناسی، تغذیه، ورزشی، ادبیات و... هر آنچه که مختص این گروه سنی است انتخاب، ترجمه و در دسترس شما حواننده محترم قرار گیرد. شما خواننده‌ی گرامی همیشه بهترین راهنما برای ما در این راه خواهید بود، پس همراه همیشگی ما باشید و ما را از نظرات سازنده، انتقادات و پیشنهادات خود بی نصیب نگذارید. زهره صمیمی
سردبیر مجله اینترنتی نوجوان